با هیچ بارانی رد پایت از کوچه های قلبم پاک نمی شود
از کی پاهاتو نشستی؟



 بگذار قلم را به غزل بسپارم             شاید گره ای باز شود از کارم

پرسید: مگر تو هم غزل می گوئی؟

گفتم: په نه په! فقط رباعی دارم.




سلام. واقعا که! معلوم هست کجایی؟ از صبح دارم زنگ می زنم تکلیف اون حرفی که پشت سرم زدی روشن کنم. من آبروم همه جا رفت. نمی بخشمت. حیف اون همه محبت. خداحافظ.
(سازمان دلهره و اضطراب چند ثانیه ای)


 کبوتر اولی: بق بق بقووو.

کبوتر دومی: بق بق بقووو؟

کبوتر اولی: پـَـ نه پَــ! قوقولی قوقو!




در خرابه های قلبت کارگری بیش نیستم! سیمان بفرست کار خوابیده!




از شب پرسیدم واسه که دوسش دارم چی بنویسم گفت: بگیر بخواب تو هم حال داری!




 اتل متل گلابى دوست دارم حسابى / يه روز با خرج خودت مي برمت كبابى